تصویر تکان دهنده ولیعهد پروس با نوزادی که قرار بود از چشم دنیا پنهان بماند

به گزارش مجله سفرنامه پاریس، ثبت پرتره رسمی از نوزادی با ناهنجاری مادرزادی در اوج جنگ جهانی اول، رویدادی کم سابقه در خاندان های سلطنتی اروپا بود. شاهزاده الکساندرین پروس (Princess Alexandrine of Prussia) پنجمین فرزند ویلهلم، ولیعهد آلمان (Wilhelm, German Crown Prince) و دوشس سیسیل (Cecilie of Mecklenburg-Schwerin) بود که با تریزومی 21 یا سندرم داون (Down Syndrome) به جهان آمد. در دوره ای که طبقه اشراف چنین بچه هایی را مایه سرافکندگی می دانستند، انتشار تصاویری صمیمانه از او در آغوش پدر نظامی اش، خلاف عرف معمول اشرافیت بود. این پرتره، صرفاً سندی خانوادگی و ساده نیست؛ روایتی از مواجهه مستقیم یک دودمان با واقعیتی زیستی در عصر تعصبات نژادی است.

تصویر تکان دهنده ولیعهد پروس با نوزادی که قرار بود از چشم دنیا پنهان بماند

چرا درباری که همیشه بر کمال جسمانی و اقتدار خون سلطنتی تکیه می زد، تصمیم گرفت این نوزاد را به رسمیت بشناسد؟ آیا رفتار خاندان هوهن تسولرن (House of Hohenzollern) با این کودک، ناشی از پیوند عاطفی عمیق بود یا تلاشی سنجیده برای نمایش چهره ای انسانی از خاندان سلطنتی در دوران سخت نبرد؟ فرضیاتی وجود دارد که بر اساس آن ها، حضور این کودک در اسناد رسمی بازتابی از باورهای دینی مادرش بوده است؛ اما شواهد تاریخی نشان می دهد رابطه پدر و دختر فراتر از مصلحت سنجی های تبلیغاتی بود.

اشرافیت قرن بیستم و چالش تولد نوزادان ناتوان

در آستانه قرن بیستم میلادی، دربار پادشاهی پروس نماد انضباط خشک و کمال گرایی جسمانی در قاره اروپا بود. خاندانی که بر ارتش مقتدر آلمان فرمان می راند، مشروعیت خود را با سلامت و نیرومندی بچه هاش تعریف می کرد. خانواده های سلطنتی همیشه تولد وارثان سالم را نشانه ای از موهبت الهی و تضمین بقای سلسله می شمردند. هرگونه نقص عضو یا معلولیت ذهنی در میان اشراف زادگان، نوعی لکه ننگ تلقی می شد که باید به سرعت از نگاه عموم مردم پوشانده می شد. بسیاری از بچه ها مبتلا به ناهنجاری های کروموزومی در آسایشگاه های دورافتاده نگهداری می شدند و نامشان از شجره نامه ها حذف می شد.

نوشته های مشابه

  • رازهای ماندگاری شاهکار سینمایی چراغ گاز و درخشش اینگرید برگمن

    24 شهریور 1405

  • خاطره نصب ویندوز 95 با انبوهی از دیسکت های فلاپی 3.5 اینچی

    22 شهریور 1405

  • رازی که در خالکوبی ها و زنجیرهای نقره ای این زن تونسی پنهان شده

    23 شهریور 1405

  • خنده همزمان کودک و شتر در استپ های مغولستان داخلی

    14 شهریور 1405

جنبش به نژادی (Eugenics) در این دوره به تدریج در محافل علمی و روشنفکری غرب ریشه می دواند. نظریه پردازان اجتماعی بر اصلاح نژادی تأکید می کردند و هرگونه ناتوانی ژنتیکی را مایه زوال جوامع مدرن می دانستند. در چنین فضایی، تولد فرزندی با تریزومی 21 در عالی ترین رده دربار آلمان بحرانی جدی پدید می آورد. خانواده سلطنتی در برابر انتخابی سخت قرار داشت: پنهان کردن کودک مطابق رسم معمول طبقه حاکم یا پذیرش علنی او در کنار دیگر شاهزادگان سالم خاندان.

ساختار بصری و تحلیل ژست پدرانه در کادر پرتره

با نگاهی بدون پیش فرض به این عکس تک رنگ، کادربندی کلاسیک و چینش ماهرانه سایه روشن ها بلافاصله توجه بیننده را جلب می نماید. مردی با لباس نظامی روشن و یقه بسته در مرکز تصویر تکیه داده و نگاهش مستقیم به لنز دوربین دوخته شده است. در آغوش او نوزادی با پیراهن تور سفید قرار گرفته است که سرش بر بالشتکی نرم تکیه داده شده است. نور ملایم از بالا به چهره نوزاد می تابد و برجستگی استخوان گونه و فرم چشمان مورب او را نمایان تر می نماید. دست چپ مرد، دست نوزاد را محکم اما با طمأنینه گرفته است.

پوشش مرد آراسته به نشان مالت و سردوشی های نظامی است که نمادهای اقتدار و جایگاه رسمی ارتش امپراتوری هستند. تضاد آشکاری میان سختی اونیفورم پروسی و نرمی پارچه های ظریف لباس نوزاد در صحنه شکل گرفته است.

در ژست نشستن پدر هیچ اثری از شرم یا اجبار تصنعی دیده نمی گردد. کودک برخلاف نقاشی های سنتی درباری، در زاویه ای قرار داده نشده که ویژگی های صورتش مخفی بماند. دست راست نوزاد آرام روی قفسه سینه مرد قرار گرفته و این فرم تماس، حس سکون و آرامش را به فضای سختگیرانه پرتره نظامی تزریق می نماید.

شاهزاده الکساندرین و پدرش ولیعهد ویلهلم

شخصیت نشسته بر صندلی، ویلهلم ولیعهد، فرزند ارشد آخرین قیصر آلمان ویلهلم دوم (Kaiser Wilhelm II) است. او که فرماندهی ارتش پنجم را در جبهه غرب بر عهده داشت، در فروردین 1294 خورشیدی مصادف با آوریل 1915 میلادی شاهد تولد پنجمین فرزندش بود. دختر نام الکساندرین ایرنه را دریافت کرد و در خانواده با لقب محبت آمیز آدینی (Adini) شناخته شد. برخلاف پیش بینی درباریان محافظه کار، ولیعهد علاقه فراوانی به این نوزاد نشان داد و از همان روزهای نخست، دستور داد او در کنار برادرانش پرورش یابد.

مادرش، شاهدخت سیسیل نیز نقشی معین کننده در حمایت از آدینی داشت. او اصرار داشت دخترش در مراسم رسمی و سفرهای خانوادگی حاضر باشد و فرقی میان او و بچه ها دیگر احساس نگردد. این رویکرد در حلقه نخبگان برلین بازتاب گسترده ای داشت. ثبت این پرتره، پیامی آشکار به نزدیکان دربار بود که موقعیت الکساندرین به عنوان عضوی کامل از خانواده هوهن تسولرن تغییرناپذیر خواهد ماند.

سنت شکنی در شیوه نگهداری از شاهزاده های دارای معلولیت

الکساندرین در کاخ سیسیلیه نهوف (Cecilienhof) در شهر پوتسدام بزرگ شد؛ کاخی که برخلاف اقامتگاه های رسمی گذشته، محیطی بازتر برای زیست بچه ها فراهم می کرد. او در فعالیت های روزمره، جشن های میلاد و گردهمایی های خانوادگی شرکت می کرد و تصاویر متعددی از او در باغ های قصر موجود است. خانواده به جای فرستادن او به موسسات منزوی، معلمی خصوصی برای تقویت مهارت های کلامی و حرکتی او استخدام کردند.

او در اواخر دهه 1920 به موسسه آموزشی تروپر (Trüpersche Heianstalt) در شهر ینا فرستاده شد. این موسسه از معدود مدارسی بود که روش های تربیتی نوینی برای بچه ها دارای اختلالات یادگیری به کار می گرفت.

حضور الکساندرین در این محیط آموزشی نشان داد خانواده سلطنتی به آموزش فردی او اهمیت می دادند. پیوند عاطفی او با برادرانش در دوران نوجوانی پایدار ماند. حتی پس از فروپاشی امپراتوری آلمان و تبعید خاندان، او همچنان تحت سرپرستی نزدیک مادر و بستگانش باقی ماند.

فهم ناقص پزشکی از تریزومی 21 در اوایل سده بیستم

در دوران کودکی الکساندرین، دانش ژنتیک در ابتدای مسیر خود قرار داشت. جان لنگدان داون (John Langdon Down) حدود پنجاه سال قبل، در سال 1866 میلادی این ویژگی های ظاهری و ذهنی را شناسایی نموده بود، اما علت کروموزومی آن ناشناخته بود. اصطلاح نادرست مونگولیسم (Mongolism) در مجامع پزشکی رواج داشت؛ نظریه ای که بر پایه دسته بندی های نژادی غلط پایدار بود. پزشکان علت این شرایط را توقف رشد جنین یا ضعف ژنتیکی والدین می پنداشتند.

در سال 1959 میلادی بود که ژروم لوژن (Jérôme Lejeune) وجود کروموزوم 21 اضافی را کشف کرد. تا پیش از آن، خانواده ها از سازوکار زیستی این پدیده آگاهی نداشتند و باورهای خرافی بر برداشت های عمومی حاکم بود. با وجود این کمبودهای علمی، رفتار والدین الکساندرین بیشتر بر همدلی پایدار بود تا توصیه های پزشکی آن موقع که معمولاً بستری کردن دائم را پیشنهاد می کردند.

بقا در سایه برنامه های اصلاح نژادی در آلمان

با به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست در دهه 1930 میلادی، سیاست های پاکسازی نژادی به اجرا عایدی. برنامه تی4 (Aktion T4) با هدف حذف فیزیکی افراد دارای معلولیت های ذهنی و جسمی شروع شد و جان ده ها هزار انسان را گرفت. شاهزاده الکساندرین به علت شرایط بالینی خود در گروه افراد در معرض خطر جدی قرار داشت. با این حال، جایگاه خاندانی و پیوندهای اشرافی خانواده اش مانع تعرض به او شد.

خانواده او را به اقامتگاهی آرام در باواریا (Bavaria) در نزدیکی دریاچه اشترنبرگ منتقل کردند تا از هیاهوی سیاسی برلین دور بماند. او در پکینگ (Pöcking) زندگی آرامی را در کنار بستگانش سپری کرد و توانست از دوران جنگ دوم جهانی جان سالم به در ببرد. او تا سال 1980 میلادی یعنی سن 65 سالگی عمر کرد که برای افراد مبتلا به سندرم داون در آن عصر، عمری طولانی به حساب می آمد.

پرتره نگاری تاریخی به عنوان بیانیه عاطفی و اجتماعی

تصویر ثبت شده از شاهزاده الکساندرین در آغوش ولیعهد، جایگاهی یگانه در تاریخ عکاسی پرتره درباری دارد. در آن دوران، عکاسی سلطنتی ابزاری برای تثبیت هیمنه، صلابت ارتش و تقارن زیبایی شناختی بود. عکاسان ملزم بودند هرگونه نقص فیزیکی شاهزادگان را با زاویه بندی و رتوش پنهان سازند. اما این کادر، صمیمیتی بی واسطه را نشان می دهد که تلاشی برای کتمان واقعیت ندارد.

این پرتره نشان داد مرزهای خشک تشریفات اشرافی گاه در برابر عواطف انسانی رنگ می باختند. دست های گره خورده پدر و فرزند، پیامی روشن داشت که فراتر از بیانیه های کلامی حرکت می کرد. این عکس سندی معتبر از زندگی شاهزاده ای کمتر شناخته شده است؛ تصویری متفاوت از مناسبات عاطفی انسان ها که در آستانه تحولات قرن بیستم به یادگار ماند.

منبع: یک پزشک
انتشار: 24 شهریور 1405 بروزرسانی: 24 شهریور 1405 گردآورنده: parisro.ir شناسه مطلب: 2576

به "تصویر تکان دهنده ولیعهد پروس با نوزادی که قرار بود از چشم دنیا پنهان بماند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تصویر تکان دهنده ولیعهد پروس با نوزادی که قرار بود از چشم دنیا پنهان بماند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید