اقتصاد، دغدغه اول جوانان ، دلیل امیدواری جوانان در طول دفاع مقدس چه بود؟

به گزارش سفر به فرانسه، طبق آمار های به دست آمده از جامعه ایران، در دهه اخیر شاهد افزایش آمار ناامیدی به ویژه در جوانان هستیم. در کنار فرایند صعودی ناامیدی الگوی پیروز امیدواری در دفاع مقدس یک مؤلفه مغفول مانده می باشد که ضروری است برای افزایش امیدواری در نسل جوان به آن پرداخته گردد.

اقتصاد، دغدغه اول جوانان ، دلیل امیدواری جوانان در طول دفاع مقدس چه بود؟

با ما همراه باشید و درباره ساعت اینترنتی بیشتر بدانید.

گروه اجتماعی خبرنگاران، محدثه ایزدی؛ با آغاز هرروز وقتی چشمانتان را باز می کنید احساس می کنید دیگر انرژی برای ادامه زندگی ندارید، موبایلتان را برمی دارید و گشتی در فضای مجازی می زنید، از اینستاگرام به تلگرام و از تلگرام به توییتر و ... خبر های تلخ و تصاویر ناراحت نماینده جلوی چشمانتان رژه می رود.

ناگهان یک حس خاص به سراغتان می آید و مدام چند کلیدواژه در ذهنتان مرور می شود نمی توانم، نمی شود، اوضاع تغییر نمی نماید. خودتان را از همه جا رانده شده می بینید و حس می کنید هرچه دست وپا بزنید به جایی نمی رسید، چراکه فکر می کنید مانع ها یکی یکی سر راهتان قرار می گیرد تا مانع از رسیدن به اهدافتان شود.

ناامیدی سرمنشأ افسردگی در زندگی ست

تحقیقات علمی به عمل آمده حاکی از آن است که یکی از گرایش های منفی درزمینهٔ هیجانات و عواطف ناامیدی است؛ تعریف ساده ناامیدی عبارت است از نگرش منفی نسبت به خود، جهان و آینده.

نقطه مقابل ناامیدی امید است که نمادی از ابعاد روحی مرتبط با سلامت جسمی و روحی شخص هست، درواقع امید، توانایی باور داشتن به آینده ای روشن.

ناامیدی از خصوصیات و مظاهر اصلی افسردگی است و پیامد های ناشی از ناامیدی نیز در افراد مختلف متفاوت است و این گونه که به نظر می رسد تحمل ناامیدی برای افراد بسیار سخت باشد.

طبیعی است یک فرد ناامید توانایی کمتری در خلق دورنما برای آینده خود دارد، درست مثل حالتی که شاید شما الآن و هنگام خواندن این گزارش دارید، مثلا نمی دانید در آینده می خواهید چه کاری انجام دهید و کلاً هدفی برای زندگی ندارید.

یک فرد ناامید اشتیاق اندکی برای چالش با محیط دارد و در شرایط خاص دچار ترس و اضطراب می شود؛ و در موقعیت های استرس زا قالبا راه حلی برای مشکل خود پیدا نمی نمایند.

در حالت کلی باید گفت ناامیدی نسبت به آینده ناشی از مجموعه عواملی است که نه یک شبه بلکه در یک فرایند طولانی مدت اثرات سوء خود را بر جامعه ایرانی باقی گذاشته است و به عقیده بسیاری از کارشناسان اجتماعی زنگ خطری جدی است که می تواند زمینه ساز آسیب های اجتماعی، چون افزایش فرایند مهاجرت غیرقانونی، رشد بیماری های روانی، انزوا و گوشه گیری اجتماعی و مواردی از این دست شود.

آمار روبه رشد ناامیدی عمومی در جامعه ایران

در عصر اطلاعات و هزاره سوم، به رغم رشد و پیشرفت های سریع فناوری، یکی از مشخصه های شاخص و عینی در عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان، افسردگی و ناامیدی نسبت به زندگی، حیات و فردای روشن است و ازآنجایی که آینده یک کشور در دستان جوانان آن است نظرسنجی ای درباره میزان امید به آینده کشور بین جوانان انجام شده است.

بر اساس داده های به دست آمده در سال 1385 قریب 44 درصد جوانان نسبت به آینده روشن در کشور اعتقاد داشتند و معتقد بودند آینده ایران بهتر خواهد شد، 31 درصد معتقد بودند شرایط بدتر خواهد شد و 24/3 درصد نظرشان مبنی عدم تغییر شرایط کشور بود.

نتایج این نظرسنجی در دهه 90 قابل ملاحظه است؛ چراکه بر اساس داده های به دست آمده از تحقیق پیمایشی که سال 93 در این زمینه انجام شد 44 درصد از جوانان بر این باور بودند که وضع کشور در آینده بدتر خواهد شد و تنها 27 درصد بر حرکت کشور رو به بهبودی و آینده روشن برای کشور اعتقاد داشتند.

آمار جوانانی که نسبت به آینده کشور ناامید بودند در سال 97 به میزان تأسف بار 64/1 درصد رسیده است و این افزایش دو برابری ناامیدی طی یک دهه زنگ خطری برای جامعه ایران می باشد.

مسائل مالی در صدر دغدغه های جامعه

در نتایج به دست آمده از آینده پژوهی ایران 1396 اهمیت مسائل مالی، صنعتی و کشاورزی 22 درصد، اجتماعی 20 درصد، سیاسی 17 درصد، زیست محیطی 10 درصد، فرهنگی 9 درصد، سلامت 9 درصد، بین الملل 7 درصد، علم و فناوری 4 درصد و دین 2 درصد از صد مسئله مهم در سال 96 را تشکیل می دهند.

بر اساس این نظرسنجی مسائل مالی به صدر دغدغه های جامعه رسیده است که با توجه به شرایط مالی جامعه کاملاً طبیعی می باشد.

با آنالیز فرایند صعودی ناامیدی در کشور از دهه های گذشته تا به امروز می توان به نتایج عمیقی درباره تغییرات به دست آمده رسید؛ کشور در دهه های گذشته روز های پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته است، ولی تلاطم های جهت امید را از مردمان این سرزمین نگرفته بود؛ درست مانند روز های جنگ.

در شهریور سال 59 پدران و مادران ما با صدای خمپاره و آژیر خطر جنگ از خواب بیدار شدند، خبر ناگوار حمله رژیم بعث عراق از رادیو و تلویزیون اعلام و با پیشروی دشمن در مرز ها ویرانی های حاصل از جنگ در حال گسترش بود.

طبیعی ترین واکنش به این شرایط ناامیدی از ادامه زندگی و آینده کشور و عقب نشینی کردن در برابر دشمن بود. مردم ایران در همان نخستین روز های آغاز جنگ می توانستند ناامید شوند و کشور را دودستی تقدیم دشمن نمایند، ولی ما شاهد جاری شدن سیل عظیمی از مردم به سمت جبهه های دفاع مقدس و امدادرسانی بودیم.

مرد و زن، پیر و جوان دست در درست هم داده و با چنگ و دندان از کشور دفاع کردند، چه بسیار بودند پسران جوانی که به جبهه رفته و مرد جانباز برگشتند، چه بسیار زنانی که هم پای مردان قبیله جنگیدند و لحظه ای نسبت به آینده کشور ناامید نشدند.

امید به پیروزی در شرایط جنگ نظامی بر کمبود سلاح غلبه کرد.

بااینکه شرایط به وجود آمده ناشی از جنگ همراه با تحریم های تسلیحاتی و مالی رفاه جامعه را به پایین ترین سطح خود رسانده بود، ولی بالا بودن روحیه خودباوری و امید باعث شده بود ویرانی ها، آسیب های روانی و روحی و تمام نا ملایمتی هایی که یک جنگ در ذات خود داشت، امید در جامعه مبدل به ناامیدی نکند.

امیدواری به پیروزی باعث ایجاد اتحاد و همدلی در بین مردم کشور شده بود. تکیه بر امیدواری جوانان به درجه ای رسیده بود که بیشتر فرماندهان نظامی از بین جوانان انتخاب شده بودند.

سهم بالای مسائل مالی برافزایش میزان ناامیدی بین جوانان

اکنون سال 99 رو به خاتمه است و سال های زیادی از جنگ نظامی گذشته است، اکنون ما در یک میدان جنگ مالی به مراتب سخت تر قرارگرفته ایم، شرایط جامعه ازنظر امکانات و تسهیلات اجتماعی و شهفرایندی در سطح بهتری قرار گرفته است، ولی شاهد افول امیدواری در مردم به ویژه جوانان هستیم. این ناامیدی حاکی از عوامل بسیاری است که مسائل مالی سهم بالایی در افزایش آن دارد.

رابطه تربیت نسل با افزایش آمار ناامیدی

برای نسل جوان جنگ یک خاطره بسیار دور و مبهم می باشد، تجربیات نسلی که به خوبی از پس شرایط آن موقع برآمده هنوز صندلی خود را به درستی در نسل امروز پیدا ننموده است و باعث سردرگمی نسل جوان شده است. در شرایط فعلی می توان گفت: تربیت نسل جدید بیشتر بر مبنای رفاه طلبی پیش می رود؛ در ایران یکی از دلایل دگرگونی جامعه، تغییر پذیرش سختی کار کردن و زحمت کشیدن به مصرف گرایی است که باعث ایجاد مشکل بسیاری شده است و اولین مکان ایجاد این تغییر خانواده ها می باشد. درفرایند اجتماعی تربیت فرزند مشاهده می شود که جوان مانند کودکی و نوجوانی خود به دنبال لقمه آماده شده از سمت والدین و مسئولین می باشد و این رفاه طلبی به وجود آمده در کودکی توسط خانواده باعث می شود هرجایی جوان با مانع یا شکست روبه رو شد خود را باخته و عقب نشینی کند.

این در حالی است که ما در دفاع مقدس شاهد عملیات های شکست خورده بوده ایم، ولی درنهایت پیروز میدان ما بودیم؛ ولی تربیت های امروزی به دلیل جنگ نرم ایجادشده توسط دشمن مبرا از روحیه شکست پذیری است و با کوچک ترین مواجهه با شکست جوان خود را باخته و نسبت به آینده ناامید می شود.

مصرف گرایی شیوه رایج سبک زندگی نسل جدید

در کنار این، نسل امروز یک نسل مصرف زده می باشد. در دسترس بودن فضای مجازی و محتوا های منتشرشده در آن اطلاعات جامعه جهانی را به یک سطح یکسان رسانده است؛ الگو های معرفی شده در این فضا افراد را به سمت لوکس بودن و تجمل می کشاند. اگرچه جوان تحت تأثیر این فضا دانش بیشتری پیدانموده است، ولی بینش او کم شده است، زیرا سهم خانواده ها در تربیت فرزندان کم شده و فرزند تفکرات و تربیت خود را از الگو های مجازی می گیرد. بر اساس تربیت خانواده ها درگذشته، همراهی در کار های خانه از وظایف همه اعضای خانواده بود و همین مسائله باعث ایجاد مسئولیت پذیری در افراد می گشت.

جوان دیروزی، نسبت به دین، هویت، وطن و خانواده اش، احساس مسئولیت داشت. اگر عکس های دوران هشت سال دفاع مقدس را نگاه کنید، جوانانی را مشاهده می کنید که احساس مسئولیت نموده و به جبهه ها آمده اند.

از سویی دیگر جوان امروز با دیدن تبعیض های اجتماعی ازجمله مؤلفه های آقازادگی صندلی خود را در جامعه پایین می بیند و این گونه اعتماد اجتماعی خود را نسبت به حکومت از دست می دهد و عدم تعلق به ارزش ها افزایش پیدا می نماید؛ جوان خود را برای ایجاد تغییر کنار می کشد، درحالی که ماندن و اصلاح کردن وظیفه اصلی جوان است.

عدم تبیین ارزش ها علت تابوشکنی های نسل امروز

به دنبال عدم تعلق به ارزش های نسل قبل جوان به دنبال استقلال پیدا کردن می رود تا آخرین پیوند های وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلد. جوان کوشش می نماید مستقل فکر کند و تابوشکنی کند؛ که درنتیجه باعث ایجاد تقابل نسل ها می شود و جوان برای به خاتمه رساندن اهداف جامعه دیگر کوشش نمی نماید حتی در مواردی سنگ اندازی هم می نماید.

بدون شک هیچ نسلی آینه تمام نمای آرمان های نسل قبل، به ویژه انعکاس دهنده خصلت ها و منش های آن ها نیست. بخشی از این فاصله، نه تن ها طبیعی بلکه مطلوب است و نشانه تحول خواهی، نوگرایی و سرزندگی نسل جوان می باشد. امروزه سنت باید بازمان پیش برود. تمام سنت های گذشته باید با شرایط امروز رمزگشایی شود. در کنار آن درک متقابل دو نسل می تواند یاری نماینده باشد؛ اگر نسل امروز درک شود، مسائل و نیازهایش شناخته شود و بستر مناسبی برای برطرف خواسته هایش فراهم شود، مجال خود شکوفایی خواهد یافت و درنتیجه از ناامیدی دور می شود.

به عبارت دیگر، اگرچه جوانان هنوز به انقلاب و مبانی آن وفادار هستند؛ لیکن این امید تا زمانی است که واقعیت ها و انتظارات آن ها تا حد قابل ملاحظه ای تحقق یابد. برقراری عدالت، استقلال و آبادانی کشور، ازدواج، اشتغال، تأمین مسکن، ادامه تحصیل، رسیدن به مدارج بالای علمی و سایر خواسته های اولیه برای تشکیل یک زندگی معقول و آبرومند، از ابتدایی ترین خواسته های این نسل است که باید بستر لازم برای آن فراهم شود. در کنار این مسائل روحیه مسئولیت پذیری و کوشش در جوانان نیرومحرکه رسیدن به این خواسته ها می باشد. حال اگر جوان برای این خواسته ها از خود اراده و همتی نشان ندهد و از طرف دیگر جامعه دائماً با جوان درگیر بشود و از او بخواهد درباره این عدم هماهنگی ها شرح بدهد این جوان ترجیح می دهد از جامعه کناره گیری کند.

باور به نسل جدید، شرح روشن و واضح ارزش ها از اول انقلاب تا به امروز، گره گشایی از موانع زندگی آن ها، بهبود شرایط مالی، آموزش نحوه تعامل خانواده ها با جوانان امروزی، مدیریت محتوای رسانه و پاسخگویی به شبهات موجود در آن و ایجاد اعتماد بین خانواده و اعضای آن ازجمله کار هایی هست که متولیان اجتماعی و فرهنگی جامعه برای جلوگیری از افزایش ناامیدی باید در رأس کار خود قرار دهند.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 7 بهمن 1399 بروزرسانی: 7 بهمن 1399 گردآورنده: parisro.ir شناسه مطلب: 1517

به "اقتصاد، دغدغه اول جوانان ، دلیل امیدواری جوانان در طول دفاع مقدس چه بود؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اقتصاد، دغدغه اول جوانان ، دلیل امیدواری جوانان در طول دفاع مقدس چه بود؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید